دوم راهنمایی
فصل ششم
نامها و یادها
نام نیکو گر بماند ز آدمی به کز او ماند سرایِ زر نگار (سعدی)
آدمی: انسان کز او: مخفّف(که+ از+ او) سرا: خانه زرنگار: مجلّل، طلاکاری شده
اگر خوشنامی از انسان به یادگار بماند، بهتر از آن است که خانههای مجلّل و اشرافی بر جای بماند.
درس چهاردهم
نوجوان باهوش
مکث: درنگ، تأمّل، تفکّر
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست
خرم: دلشاد، شادمان، خوشحال به جهان: در جهان
به این دلیل در این دنیا شادمان و خوشحالم که تمامِ
جهان از خداوند شادمان و آباد است. و عاشقِ همهی هستی هستم، زیرا هستی را خداوند خلق کردهاست.
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیاست
به ارادت بکشم درد، که درمان هم از اوست
حلاوت: شیرینی شاهد: زیبارو، معشوق
ساقی: کسی که در مجلسی نوشیدنی تعارف میکند.
ارادت: عشق و علاقه، اشتیاق
درد و درمان(آرایهی تضاد) حلاوت و زهر(تضاد)
زهر را به شیرینی سرمیکشم، زیرا ساقی، معشوق زیباروی است و با اشتیاق درد را تحمّل میکنم، زیرا درمانم نیز از اوست.
لهجه: گویش فوقالعاده:(فوق: بالا+عاده: عادت) بالاتر از عادی، عالی
حکمت: دانش استعداد: قابلیّت، شایستگی
نامی: نامدار، مشهور، بلند آوازه
آشپز زادهی وزیر
هیاهو: های و هو، شور و غوغا، بانگ و فریاد کاغذ ذهن: اضافهی تشبیهی(ذهن به کاغذ تشبیه شده است و وجه شبه این دو، ثبت و نگهداری است).
قلّک ذهن: اضافهی تشبیهی(ذهن به قلّک تشبیه شده است و وجه شبه این دو حفظ و نگهداری است).
طراوت: سرسبزی، شادابی تعارف: خوشآمد گویی، باب میل دیگران حرف زدن.
تأسّفبار: متأثّر، ناراحت لیاقت: شایستگی، سزاواری
ستارهای بدرخشید و ماهِ مجلس شد دلِ رمیدهی ما را انیس و مونس شد
ستاره، ماه و درخشش(مراعات نظیر) انیس: همدم، مونس(انیس و مونس جناس اشتقاق دارند).
در مجلس ما ستارهی کوچکی شروع به درخشیدن کرد ولی مانند ماه خودنمایی کرد و دل وحشتزده و وحشی ما را آرام و رام کرد.
وجد: شور و نشاط هلهله: شادی، شادمانی صدراعظمی: قائممقامی، جانشینی
منشأ: سرآغاز، مبدأ، سرچشمه ذکاوت: تیزهوشی، زیرکی نامدار: بلندآوازه، معروف، شناختهشده
شیوع: رواج، گسترش آبلهکوبی: واکسن آبله از قضا: اتّفاقاً، تصادفاً